تبلیغات
حلیه خدا - ورقی مداحی
حلیه خدا
من یك ایرانیم ...
چهارشنبه 25 بهمن 1396 :: نویسنده : زینب❤ ❤الی
الا  ای  چاه   زهرایم  جوان   بود

ولیكن  قامتش از غم  كمان  بود

چو آتش شعله زد  از  درب خانه

به پشت در عزیزم نیمه جان بود

حسن تب دارد و در خواب گوید

نزن سیلی...ستمگر درد دارد

اگر شمعی کند حرف مرا گوش

کند در سوختن خودرا فراموش

خموشی هر چراغی دارد اما

چراغ من  شده بی وقت خاموش

خدا داند دلم خون گریه میکرد

به حالت  دشت وهامون گریه می کرد

ندیدم زخم پهلو را در آن شب

ولی دیدم کفن خون گریه می کرد

تمنای دل زینب همینه

كه روی زانو مادر بشینه

الهی این چه درد بی دوائی است

كه دختر روی مادر را نبینه

همی گردم به دنبال بهانه

زنم بوسه به جای تازیانه

چو لبخند از لبانت رفته مادر

صفائی نیست در این آشیانه

از رفیق عزیزم نگار




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ

امام باقر(علیه السلام):سزاوار است هنگامی كه كاری را شروع می كنیم,چه بزرگ باشد
چه كوچك, بسم الله بگوییم تا پربركت و میمون باشد.
پس بنام خداوند بخشاینده بخشایشگر
آدم های ساده را دوست دارم
همان ها كه بدی هیچكس را باور ندارند
*****************
همان ها كه برای همه لبخند دارند
*****************
همان ها كه همیشه هستند,برای همه هستند
*****************
آدم های ساده را باید مثل یك تابلوی نقاشی ساعت ها تماشا كرد;
عمرشان كوتاه است بسكه هركسی از راه می رسد یا ازشان سوء استفاده می كند یا زمینشان می زند یا درس ساده نبودن بهشان می دهد
آدم های ساده را دوست دارم
بوی ناب "آدم" بودن می دهند.
اگه موافقی پس خوش اومدی

مدیر وبلاگ : زینب❤ ❤الی
نویسندگان
نظرسنجی
از چه طریق با وبمون آشنا شدید?







جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :



                    
 
 

فال انبیاء


  • وب ان ســـی پـــی